رمان نهایت عشق ویرایش شده

رمان عاشقانه نهایت عشق  از لیلا افشار

رمان جدید برای آیفون و اندروید و کامپیوتر

  danlod roman jadid irani

دانلود رمان نهایت عشق pdf,java,epub,apk

دانلود رمان photo_love_Rouzegar.com_9جدید نهایت عشق با فرمت پی دی اف ، جار ، آیفون ، اندروید

داستان , داستان عاشقانه , داستان عاشقانه کوتاه , داستان عاشقانه واقعی

 

داستان رمان نهایت عشق

نام داستان : نهایت عشق

 دست خط :لیلا افشار

فصل اول ادامه مطلب

 مختصری از داستان:

برای خواندن فصل اول ادامه مطلب را دنبال کنید

 وزش نسیم بهاری بی تابی را به چشمان مهربان تورج کشاند. با اندوه به آسمان چشم دوخت و زیر لب گفت:

اوستا رحیم نوکرتیم نکنه بارون بیاد، اون زمان چه خاکی تو سرم کنم با مهمون هایی که کم کم سر و کله شون پیدا می شه.
از چند هفته پیش که مراسم خواستگاری میترا برگزار شده بود و موعد نامزدی برای جمعه پایان فروردین گذاشته شده بود. ته دل تورج نگران بود و مدام می گفت:

دانلود در ادامه مطلب

خیلی ممنون از لیلا افشار عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

رمان عاشقانه در نهایت عشق

برگه ی آزمایشگاه روی داشبورد افتاده بود. خدایا باورم نمی شد! آخه چه طور ممکن بود! هر دفعه که چشمم بهش می افتاد بیشتر احساس ناباوری می کردم. بدون این که بدونم مقصدم کجاست رانندگی می کردم. یه آن به خودم اومدم و دیدم تو جاده ام. نمی خواستم برگردم خونه، این طوری برای دیگران هم دردسر درست می کردم. با خودم گفتم نه ستایش… تو نمی تونی جون دیگران رو هم به خطر بندازی.
حالا دیگه مطمئن شده بودم که نمی خوام برگردم خونه. رفتم باک ماشین رو پر بنزین کردم و زدم به دل جاده… قصد رفتن به شمال رو داشتم. جایی که لااقل می تونستم آخرای عمرم رو آروم تر سر کنم. سرعتم بالا و بالاتر می رفت. یه آن به خودم اومدم دیدم یه ماشین پلیس جلو راهم رو بست. راه خیلی زیادی نمونده بود… اگه راه داشتم سر ماشین رو کج می کردم و از کنارشون در می رفتم ولی نمی شد. یه مرد جوون و هیکلی اومد کنار ماشین وایساد. حتی به خودم زحمت ندادم که برگردم نگاش کنم. یه کم
دولا شد و گفت:
– خانم شما هیچ می دونین چه سرعتی داشتین؟ هر لحظه ممکن بود تصادف کنین! با اون سرعت حتماً اتفاق وحشتناکی می افتاد. بدون اینکه برگردم سمتش گفتم:
– چه فرقی می کنه الان بمیرم یا یه وقت دیگه!
– اصلاً می دونین کاری که شما کردین باعث شد چقدر همکاران من به زحمت بیافتن. هر کدومشون تا قسمتی از راه دنبالتون می اومدن ولی نمی تونستن متوقفتون کنن!
– شما حقوق می گیرین که همین کار رو کنین دیگه! زحمت چیه… وظیفه تونه! حالا می خواین چی کار کنین؟ ماشینم رو بگیرین؟ من تا چند وقت دیگه جونم رو از دست می دم، ماشین که اصلاً برام مهم نیس.

دانلود در ادامه مطلب

باکس دانلود
QR Code
راهنمای نصب
توضیحات و مشخصات
مشخصات
سیستم مورد نیاز
نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

برچسب ها

دیدگاه های کاربران

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

نرم افزار های ضروری

دسته ها

وبگذر