داستان شب زفاف زن وشوهر خجالتی -طنز

داستان شب زفاف زن وشوهر خجالتی –طنز

جناب آقای  رضا کیانیان  بازیگر خوب سینما و تلویزین خاطره ای را تفریف می کنند که خالی از لطف نیست.

گفت و گویی با ماهنامه صنعت سینما کرده و در بخشهایی از این گفت و گو گفته خاله و شوهر خاله او بسیار تعارفی هستند و تا آخر عمر در نهایت ادب به هم تعارف می کردند. مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا زحمت می کشید؟ یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟

شوهر خاله ام می گفت: راضی نیستم خودم بر می دارم…


کیانیان در ادامه گفته :دوستی می گفت عمه و شوهر عمه من هم در تمام عمر همین قدر تعارفی بودند. من زمانی از عمه و شوهر عمه ام پرسیدم :حاج آقا با این همه ادب وتعارف شب زفاف چه کردید ؟
گفت :من وعمه ات را بردند حجله و در را قفل کردند .عمه ات آن سمت نشست و من سمت دیگر. رخت خواب هم پهن بود. اما هیچ کدام جرات نداشتیم به هم نگاه کنیم بعد از یک ساعتی عزمم را جزم کردم. رفتم به سمت عمه ات و روبنده اش را برداشتم .عمه ات آنقدر خجالت کشید و قرمز شد که من نفسهایم بهشمارهافتاد و به جای خودم برگشتم. یک ساعت دیگر گذشت و من عزمم را جزم کردم و این بار کنارش نشستم و گونه او را بوسیدم .عمه ات هم می گفت: قربون لب و دهنتون چرا زحمت میکشید؟!

منبع: mehrpatogh.ir 
باکس دانلود
QR Code
راهنمای نصب
توضیحات و مشخصات
مشخصات
سیستم مورد نیاز
نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

برچسب ها

دیدگاه های کاربران

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

نرم افزار های ضروری

دسته ها

وبگذر